غمگنانه

شعرهای مردی که روزی باد اورا باخود برد



آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

سرگرم بوسه ام کن،سرگرم نودمیدن 

بالب هدایتم کن،تا کوه نور دیدن 

 

برروی گونه توگلبرگ یاس ولاله 

افسون کند دوچشمم،پژواک نور دیدن  

  

دل شب به جستجویت تو شمس روز بودی 

شب طاقتی ندارد،درنور روز بودن 

 

هنگام عشقبازی چشمم دوان دوان است 

بر روی سینه تو احساس نور دیدن 

 

اما خیال و وهم است انوارنوربودن 

درظلمت شکسته پژواک روز بودن

 

asa 

aseman 

 

داستان این تنت افسانه ایست 

بازوان نازکت پروانه ایست 

 

کاش در اغوش من پرواز را پیدا کنی 

اعتبار بوسه ام را با لبت رسوا کنی 

 

در کنار سینه ات محو جمال عشق بود 

انکه از عشق و محبت واله و بیچاره بود 

 

تاب ابرویت مرا بیتاب کرد 

زندگی را از کفم بی بار کرد 

 

نرگس چشمت چرا افسرده است 

اشک ها برگونه ات افشرده است 

 

سادگی را بیقراری کشته است 

بالهایت را حرامی برده است 

 

لانه ات گرچه نموروسرد بود  

از برای من کمی دلگرم بود 

 

asa 

aseman 

 

در التهاب رفتنت ویران شدم 

سد را شکستم در میانش گم شدم 

 

asa 

aseman 

 

در حسرتم مانم شبی در لابه لای گونه ات 

 

دست بر جانت زنم 

غشق را اتش زنم 

  

asa 

aseman 

 

گر دلت لطف کند دیدن تو باکی نیست 

برلبت بوسه زنم گر چه دلت راضی نیست  

 

منتب الوده به وجدان غزل پی بردم 

شاخه ای از گل زیبای نفس باقی نیست 

 

ماتم دوری تو خانه دل اتش زد 

در دمای اتشین لبت ابی نیست 

 

ساده از حادثه لمس تنت می گذری 

خوب دانی که دلم از گذرت راضی نیست 

 

واله ای را که دل افروخته از عشق تو بود 

 از فراق دوریت تاب وتوان باقی نیست 

 

asa 

 

aseman 

 

نوشته شده در جمعه 7 خرداد ماه سال 1389ساعت 9:35 PM توسط آسمان| 1 نظر



Design By : RoozGozar.com

امکانات سایت